مقاله جستاري در جهان‌بيني و علم

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

 مقاله جستاري در جهان‌بيني و علم دارای 32 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله جستاري در جهان‌بيني و علم  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله جستاري در جهان‌بيني و علم

چکیده  
مقدمه  
فلسفه غرب و پارادایم‌های علم5  
جهان‌بینی اسلامی و علم  
نتیجه‌گیری  
منابع  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله جستاري در جهان‌بيني و علم

ایمان، محمد تقی و کلاته ساداتی، احمد، «روش‌شناسی علوم اجتماعی در اسلام با نگاهی به دیدگاه مسعودالعالم چودهاری»، روش‌شناسی علوم انسانی، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه. زیر چاپ، 1389

ایمان، محمد تقی، مبانی پارادایمی روش‌های تحقیق کمی و کیفی در علوم انسانی، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه،

صادق عمل نیک، مرتضی، «چشم انداز، هیئت فکری و طرح و برنامه دکترین مهدویت»، مجموعه مقالات سومین همایش بین المللی دکترین مهدویت، ج 2، ص 171 تا 199، 1386

گلشنی، مهدی، از علم سکولار تا علم دینی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1377

لازی، جان، درآمدی تاریخی به فلسفه علم، ترجمه علی پایا، تهران، سمت، 1377

مصباح‌یزدی، محمدتقی، ایدئولوژی تطبیقی، قم، موسسه در راه حق، 1359

مطهری، مرتضی، ده گفتار، تهران، حکمت، 1356

Choudhury, M.A, Islamic Economic Co-operation, London, Macmillan Ptress LTD,

Choudhury, M.A and U. A. Malik, The Foundations of Islamic Political Economy, London, Macmillan, New York: St. Martin’s Press,

—–, “Unicity (tawhidi) precept as super-mathematical reality”, Unicity Precept and the Socio-Scientific Order, The University Press of America, Lanham, MD, pp.47-8, 1993a

—–, “Why Cannot Neoclassicism Explain Resource Allocation and Growth in Islamic Political Economy”, Paper presenter at the International seminar in Islamic Economics, orgnised by the International Institute of Islamic Thought at the World Bank, Oct.1993, Forthcoming in the Proceedings of this Seminar, 1993b

—–, “Conflict Resolution and Social Consensus Formation in Islamic Social Choice and Welfare Menu”.International Journal of Social Economics, Vol.20, no 1, 1993c

—–, Principles of Islamic Political Economy, London, Macmillan, New York, St. Martin’s Press, 1993d

—–, The Epistomological Foundations of Islamic Economic, Social and Scientific Order, 6 vols. Ankara, Turkay, Statistical, Economic and Social Research and Training Centre for Islamic Countries, 1995a

—–, “Ethics and Economics: A View From Ecological Economics”, International Journal of Social Economics, v 22, no. 2. p.61-80, 1995b

—–, Money in Islam, A Study in Islamic Political Economy, London and New York, Routledge Pub,

—–, Studies in Islamic Social Sciences, London, Macmillan Press LTD,

—–, Explaining the Qur’an Books I and II, Lewiston, MA: The Edwin Mellen Press,

—–, “Belief and knowledge formation in the Tawhidiuperspace”, The Koranic Principle of Complementarities Applied to Social and Scientific Themes, Science and Epistemology in the Qur’an, v. 5, Lewiston, NY, The Edwin Mellen Press,

—–, “Global ethics in the light of Islamic Political Economy”, International Journal of Arab Culture, Management and Sustainable Development, v 1, p. 65-85,

Choudhury, M.A. and Harhap.S.S, “Complementing community, business and microenterprise by the Islamic epistemological methodology: A case study of Indonesia”. International Journal of Islamic and Middle Eastern Finance and Management.V 2, p. 139-159,

Fukuyama, Francis, “The End of History”, The National Interest, N.16, p. 3-18,

—–, The End of History and The Last Man, New York, Free Press Pub,

—–, “After the ‘end of history’ “. Available in
http://www.opendemocracy.net/democracy-fukuyama/revisited_3496.jsp,

Jafari, M.F, “Counseling Values and Objectives: Acomparsion of Western and Islamic Perspective”, A Paper was presented at Nationl Seminar on Islamic Conseling, Salangor, Malaysia, 17 Desember 1992. The American Journal of Islamic Social Sciences. V.10, N.3, p. 326-

Kuhn, Thomas S,The structure of scientific revolutions, 2nd ed., Chicago, University of Chicago Press,

Neuman, W.L, Social Research Methods, Qualitative and Quantitative Approaches, London: Allyn and Bacon,

Patton, M, Qualitative Evaluation and Research Methods, Newbury Park, Sage,

Popper, K, The Logic of Scientific Discovery, New York, Basic Book,

—–, The Poverty of Historicism, 2nd. Ed, London, Routledge,

Zahra, AL Zeera, “Transformative Inquiry and Production of Islamic Knowledge”, The American Journal of Islamic Social Science, v. 18, N. 2, p. 2-32,

—–, Wholeness Holiness Education An Islamic Perspective, London, The International Institute of Islamic Thought,

چکیده

همه حوزه‌های علمی در علوم انسانی، مبتنی بر معرفت‌شناسی، هستی‌شناسی و ارزش‌شناسی مشخصی است که در این مبانی بنیادی، تفاوت‌های جدّی میان فلسفه غرب با جهان‌بینی اسلامی وجود دارد. معرفت‌شناسی در فلسفه غرب، مبتنی بر دوگانه انگاری و فردمحوری است که نتیجه این دو خصیصه سکولاریسم است. با اصالت دادن به واقعیات حسی، ساحت علم در اندیشه غرب بر ستون‌هایی بنا می‌گردد که همواره در حال تغییر است. این تغییر در مفهوم «پارادایم» کوهن و گزاره «ابطال‌پذیری» پوپر به اوج خود می‌رسد. بر خلاف اصالت واقعیت در اندیشه غرب، اندیشه اسلامی دارای معرفت‌شناسی توحیدی است که اصالت با منابع فراروایی وحی و سنت‌الله است. در این جهان‌بینی، یافته‌های حاصل از مشاهده و غور در کائنات و طبیعت، باید با سطوح عالی لوح محفوظ و سنت‌الله در میان گذاشته شوند و از آن اعتبار یابی کنند. اگر منابع الهی آن‌را تایید کردند، علم دینی بوجود آمده است. در غیر این صورت، علم است، اما دینی نیست. این مقاله تلاش دارد تا با نگاهی به آرای اندشمندان، مختصات فوق را بررسی کند. همچنین ویژگی‌های علم در اندیشه غربی را با خصیصه علم در جهان‌بین اسلامی مقایسه کند.

واژه‌های کلیدی: معرفت‌شناسی توحیدی، جهان‌بینی، علم، پاردایم، ابطال‌پذیری

 

مقدمه

اکنون که علوم انسانی مغرب زمینی همه حوزه حیات آدمی را درنوردیده و توانسته مشروعیت خود را بر ناخودآگاه ذهن بشر در حوزه علم، تحمیل کند، درک منازعه میان اندیشه مغرب زمین و جهان‌بینی اسلامی، یک ضرورت تاریخی است؛ ضرورتی که عدم توجه به آن موجب بسیاری از نابسامانی‌های فکری در علوم انسانی اسلامی شده است. شاید اکنون بهتر از هر زمان دیگری، باید در ماهیت فلسفی و سطوح عالی جهان‌بینی علم در غرب تفحص کرد، تا بتوان به تفاوت میان آن با جهان‌بینی اسلامی پی برد. بدون درک این تفاوت، که و بنیادی است، ‌شکل‌گیری علوم انسانی در جوامع اسلامی غیرممکن است

فرایند تاریخی ایجاد و اثبات در حوزه علمی (اجتماعی)، یک منازعه دائمی است که در یک طرف آن فردگرایی روش‌شناختی مبتنی بر هژمونی غرب محور، و در طرف دیگر، جهان‌بینی توحیدی از واقعیت در چارچوب اسلام قرار دارد. نظم مغرب زمینی به لحاظ تاریخی و اصول موضوعه اش در تداوم و تمرکزش، بر جهانی فردی شده استوار است. در حالی که، آیین اسلام یک جهان‌بینی تمام نگر و کامل است که از طریق فرایند انجام کنش و مبتنی بر توافق عام، با تأکید بر محوریت دانش در بنیاد جهان و نظام‌های موجود در آن، سرچشمه می‌گیرد

تفاوت‌های بینادین اندیشه غرب در فردمحوری (انسان محوری) و دوگانه انگاری2 نهفته است. «فردگرایی روش‌شناختی و دوگانه انگاری، ماهیت غیرقابل تردید اندیشه غرب است».3 ماهیتی که موجب مجموعه‌ای از خصوصیات علم غربی چون اصالت عینیت، بشری‌شدن علم، بن بست معرفتی علم،‌ تکثرگرایی و آنارشیسم شده است. بر خلاف این فردگرایی روش‌شناختی و دوگانه انگاری، در اندیشه اسلامی، معرفت‌شناسی توحیدی و وحدانیت جهان، غایت داشتن هستی و علم، خصیصه ذاتی علم و معرفت علمی است. علم در اندیشه اسلامی، ماهیتی بشری ندارد، بلکه مبتنی بر قانون الهی4 است. در این چنین چشم اندازی بن بست معرفتی، دنیوی‌شدن،‌ اصالت عینیت و آنارشیسم مفهوم خود را از دست می‌دهند. انسان آن گونه به ساحت علم می‌نگرد که غایت و معنای هستی را درک کرده است. در این مسیر، معرفت‌شناسی توحیدی پاسخگو، مسئولیت‌پذیر و اقناع کننده است

این مقاله، تلاش می‌کند تا نقش فلسفه در اندیشه غرب و جهان‌بینی در اندیشه اسلامی را در توسعه معرفت علمی بررسی نماید

 

فلسفه غرب و پارادایم‌های علم

فلسفه غرب از ابتدا مبتنی بر اصالت دادن به واقعیت بنا نهاده است. یکی از الگوهای فلسفی متکی بر اندیشه ارسطو، 6 استقرائی ـ قیاسی است که در شکل شماره 1 ترسیم شده است

شکل شماره 1: روش قیاسی-استقرائی ارسطو

لازی8 تبیین علمی مطابق الگوی ارسطو را چنین توصیف می‌کند: انتقال از آگاهی نسبت به یک واقعیت (نقطه 1) در نمودار بالا، به آگاهی نسبت به دلایل مربوط به آن واقعیت (نقطه 3).9 همان گونه که در الگوی منطقی فوق مشخص است در فلسفه غرب، واقعیت و آنچه که مشاهده می‌شود، مبنای تبیین علمی قرار می‌گیرد. در منطق قیاسی ـ استقرایی، اصول تبین کننده، اصالت خود را از واقعیت عینی می‌گیرند. این مسئله تشکیل دهنده اساس فسلفه و علم در غرب را شکل می‌دهد. بر اساس این منطق، اصالت با مشاهده و محسوسات است، که نشان‌دهنده اصالت یافتن ماده است و زمانی که ماده اصالت پیدا کند، حوزه فلسفه و جهان‌بینی،‌ پیدایش و قوام خود را بر مشاهدات تجربی بنیان می‌نهد. شدت و ضعف اصالت عینیت، اگر چه در انواع نحله‌های فلسفی غرب متفاوت است، با این وجود، شاکله تفکر غرب بر اساس آن نهاده شده است

چودهاری10 با برررسی اندیشه غرب،‌ دو مفهوم بنیادی تفکر غرب را دوگانه انگاری و فردمحوری آن ‌ذکر می‌کند.11 انگاری ریشه در اصالت عینیت دارد؛ چرا که با اصالت دادن به عینیت و محسوسات، یک عنصر مهم شکل دهنده حیات آدمی یعنی ذهنیت، اصالت خود را از دست می‌دهد. به تدریج، تضاد بین عینیت و ذهنیت پیش می‌آید که به تضاد میان طبیعت و ماوراء الطبیعه می‌انجامد. شکل نوین این نوع تضاد و در نهایت، سلطه عینیت بر ذهنیت در اندیشه سکولار رقم خورده است. اندیشه سکولار با ایجاد فاصله میان این دو عنصر، بر جدایی عینیات از ذهنیات تأکید زیادی دارد. در نهایت، مسئله را به نفع عینیات و حوزه ماده تمام می‌کند. دنیوی شدن و سکولاریسم زمانی عملی می‌شود که ذهنیات و مسائل ماوراء‌اطلبیعه از حوزه حیات آدمی زدوده می‌شوند. انسان به هر آنچه می‌بیند، ایمان پیدا می‌کند. این منطق دوگانه انگاری، اساس فردیت محوری اندیشه غرب را شکل می‌دهد

اساس این فرد محوری، منطق دوگانه انگارانه12 است. در این منطق، نبردی دائمی میان انسان و خدا، زمین و آسمان، سوژه و ابژه، دنیا و آخرت و در نهایت، دنیای مادی و متافیزیک وجود دارد. از این‌رو، دوگانه انگاری یعنی اینکه تمامی پدیده‌ها را به دو دسته ناسوتی و لاهوتی تقسیم کردن و امور لاهوتی را غیر قابل درک معرفی کردن. این ادبیات مقدمه‌ای بر سکولاریسم است که در آن، انسان به مدد عقل خود بنیاد، فارغ از اندیشه‌های آسمانی در زمینه مادی به ساخت و ساز می‌پردازند

 

لینک کمکی