مقاله پدر تباري در جامعه اسلامي

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

 مقاله پدر تباري در جامعه اسلامي دارای 37 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله پدر تباري در جامعه اسلامي  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله پدر تباري در جامعه اسلامي

مقدمه  
پیشینه پدرتباری  
پدرتباری، در جزیره‏العرب  
پسرخواندگی  
عوامل فرزندخواندگی  
پدر تباری در اسلام (متون دینی)  
1: تعلق فرزند به پدر و مادر  
2: حکم پسر خوانده در اسلام  
پسرخوانده پیامبر(ص)  
شایستگی دختر برای حفظ تبار  
چندشوهری در اسلام  
خلاصه و نتیجه‏ گیری  
منابع  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله پدر تباري در جامعه اسلامي

1 ـ فرید، احمد، خانواده از عصر شکار تا دنیای فراصنعتی، مجله زنان، سال اول 1371، ش7، ص50

2 ـ ساروخانی، باقر، مقدمه‏ای بر جامعه‏شناسی خانواده، تهران، سروش، چاپ دوم، 1375، ص140

3 ـ ویل‏دورانت، تاریخ تمدن مشرق‏زمین گاهواره تمدن، ترجمه احمد آرام، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1365، ص43

4 ـ فرید، همان، ص52

5 ـ ساروخانی، همان، ص140

6 ـ علامه طباطبایی، المیزان، ترجمه سیدمحمد باقر موسوی، قم، انتشارات جامعه مدرسین، ج4، 1363، ص242

7 ـ قرآن کریم، سوره کوثر، آیه 3، رجوع کنید به تفاسیر

8 ـ الباجوری، جمال محمد، المرأه فی الفکر الاسلامی، عراق، طبع دارالفکر، ج1، سال 1986م، ص33، رجوع کنید به فصل اول

9 ـ فرزند صلبی: فرزندی که از نطفه شخص به وجود آمده است

10 ـ کلان: گروه خانوادگی بزرگ که معتقد بودند از تبار یک توتم هستند و توتم را که یک شی‏ء یا حیران بود نیای خویش می‏پنداشتند و به آن تقدس قایل بودند. ازدواج میان اعضاء کلان حرام بود. محرمات کلان را «تابو» می‏گویند. برخی از مردم شناسان معتقدند اولین نوع گروه خانوادگی به صورت کلان به منصه ظهور رسید. اعضاء کلان از دیگر قبایل زن می‏گرفتند و دختران خویش را به دیگر قبایل تزویج می‏نمودند. زن در کلان اشتراکی بود و متعلق به کلیه مردان کلان بود لذا ممکن بود پدر صلبی کودک تشخیص داده نشود و یا اعضاء به نقش مردان در فرزندزایی واقف نباشند

11 ـ مکارم شیرازی، ناصر، (و دیگران)، تفسیر نمونه تهران، دار الکتب الاسلامیه، ج 2، چاپ شانزدهم، 1362، ص446

12 ـ مکارم شیرازی، همان، ج26، سال 1366، ص365

13 ـ طبرسی، شیخ ابی علی الفضل بن‏الحسن، مجمع‏البیان فی تفسیرالقرآن، بیروت، دارالمعرفه، ج 10، چاپ دوم، (سال 1408هـ1988م)، ص715

14 ـ همان، ص615

15 ـ سادلر، توماس وی، رویان‏شناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر مسلم بهادری ـ دکتر عباس شکور، تهران، شرکت سهامی چهر، سال 1372، ص1

16 ـ اباذر ورداسبی، حریت و حقوق زن در اسلام، تهران، انتشارات میلاد، چاپ سوم، 1358، ص25

17 ـ امام خمینی، روح‏اللّه‏، تحریرالوسیله، قم، انتشارات قدس محمدی، ج2، کتاب الظهار، ص354

18 ـ ناصر مکارم شیرازی و دیگران، همان، ج17، ص199

19 ـ مکارم شیرازی، همان، ج27، ص376، تفسیر فخر رازی، ج32، ص124

20 ـ حرّ عاملی، محمد بن‏حسن، وسائل‏الشیعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج14، ص234

مقدمه

پدرتباری (Patrilineal) یکی از شاخصهای مهم ارجحیت مرد بر قشر زن می‏باشد که در تمام جوامع پدرسر (Patriarchy) مشاهده شده است. منظور ما از جامعه پدرتبار، جامعه‏ای است که در آن پدرنیائی (Agnation) حکمفرماست و خانواده پدرنام (Patronymic family) می‏باشد و فرزندان به پدر متعلق هستند و رحِم مادر به مثابه ظرفی است که از امانت پدر، نگهداری می‏کند

با توجه به زمینه پدرتباری تام، که محیط نزول قرآن یعنی جزیره‏العرب وجود داشت، این موضوع در محیط اسلامی، طرح و برداشتهای متفاوت از نظریه اسلام در این باره ارائه شده است. در این مقاله برآنیم، پدیده پدرتباری را، با دیدگاه جامعه‏شناسی، در قبل و بعد از اسلام بررسی نموده و نشان دهیم تفسیرهای دینی در این باب، تا چه اندازه متأثر از جریانات سیاسی و اجتماعی می‏باشند

پیشینه پدرتباری

از ادوار تاریخی طبقه‏بندیهای مختلفی با دیدگاههای متفاوت ارائه شده است. جهت سهولت بیان و مراعات اختصار «پدرتباری» را طبق طبقه‏بندی «گرهارد وجین لنسکی» (1978) که بر مبنای تحول تکنولوژی معیشتی، جامعه بشری را به چهار دوره تقسیم می‏کند،(1) بررسی می‏کنیم

1ـ دوره شکار و گردآوری خوراک(تا 7000 سال قبل از میلاد)

2ـ دوره بوستانکاری (باغداری)(از 7000 سال ق.م تا 3000 سال ق.م)

3ـ دوره کشاورزی (از سال 3000 سال ق.م تا 1800 سال ب.م)

4ـ دوره صنعت(از 1800 سال ب.م تا زمان حاضر)

ـ در دوره شکار و گردآوری خوراک، خانواده گسترده، بر اساس روابط خویشاوندی میان افراد مذکر استوار بود. یعنی از یک گروه از برادران و خانواده‏هایشان یا از یک پدر و پسرانش، خانواده‏های آنها تشکیل می‏شد. این امر تا حدودی نمایانگر سلطه جنس مذکر در جوامع متکی بر «شکار» است

در خانواده هسته‏ای که معمولاً عضو گروه وسیع‏تری از خویشاوندان (خانواده گسترده) بود، تفوق و برتری مرد مشهود است، زیرا چندزنی رواج داشت و داشتن زنان متعدد نوعی موجودی اقتصادی و نیز نوعی نشانه برتری پایگاه اجتماعی تلقی می‏شد

ـ در جامعه بوستانکار، بستگان مادر اهمیت داشتند. به عقیده لنسگی، این الگوی غیر عادی ظاهرا نقشی است که زنان جوامع بوستانکار در تأمین معاش به عهده دارند. در بسیاری از این نوع جوامع، بیشترین بخش عملیات کشت و کار را زنان انجام می‏دهند و این امر موجب رواج و توسعه الگوی مادرتباری می‏شود

بر خلاف نظریه فوق، که مادرتباری را متعلق به عصر بوستانکاری می‏پندارد، به عقیده «باشوفن» و سپس «بریفولت» جامعه در اصل مادرسر بوده است. (در جامعه مادرسر، مادرتباری نیز مشهود است)

قطع نظر از اینکه مادرسری به کدامین دوره تاریخی متعلق باشد، خودش در حد یک فرضیه مطرح است. «ژاکوبسن» و «اشترن» مادرسری را فرضیه‏ای غیر محتمل می‏دانند. گذشته از این در اغلب جوامع نیز که قدرت در خانه به دست زن سپرده شده، باز مرد دیگری به عنوان دایی فرزندان قدرت را به دست می‏گیرد و موجبات پیدایی نظامی را فراهم می‏سازد که دایی‏سری (Avunculate) خوانده می‏شود.(2)

ویل‏دورانت که از عصر طلایی زن و نقش حساس وی در امر تولید و ترقیات اقتصادی در جوامع اولیه نام می‏برد، معتقد است دوره زن‏سالاری در دوره کشاورزی پایان یافت. پس از دیدگاه او نیز زن‏سالاری محدود به جوامع بوستانکاری و ماقبل آن است

«هنگامی که صنعت و زراعت پیشرفت کرد و سبب به دست آمدن عایدی بیشتر شد، جنس قوی‏تر بتدریج استیلای خود را بر آن وسعت داد. با ترقی فن پرورش حیوانات اهلی منبع تازه ثروتی، به دست مرد افتاد و به این ترتیب زندگانی، نیرومندتر و باثبات‏تر گردید. حتی کشاورزی که در نظر شکارورزان عصر قدیم، عمل پیش پا افتاده‏ای به شمار می‏رفت، در پایان کار، مرد را به تمامی به طرف خود جلب کرد و سیاست اقتصادی را که برای زن از این عمل حاصل شده بود، از چنگ وی بیرون آورد. زن تا آن هنگام حیوان را اهلی کرده بود، مرد این حیوان را در زراعت به کار انداخت و به این ترتیب سرپرستی عمل کشاورزی را خود به عهده گرفت و مخصوصا چون گاوآهن اسباب خیش‏زدن شد و نیروی عضلانی بیشتری برای به کار انداختن آن لازم بود، خود این عملِ انتقال سرپرستی زراعت را از زن به مرد تسهیل کرد. زیاد شدن دارایی قابل انتقال انسان از قبیل حیوانات اهلی و محصولات زمینی، بیشتر به فرمانبرداری زن کمک کرد. چه مرد از او می‏خواست که کاملاً وفادار باشد تا کودکانی که به دنیا می‏آیند و میراث می‏برند، فرزندان حقیقی خود مرد باشند، مرد بدین ترتیب پا به پا پیش رفت و چون حق پدری در خانواده شناخته شد، انتقال ارث که تا آن موقع از طریق زن صورت می‏گرفت، به اختیار جنس مرد در آمد. حق مادری در برابر حق پدری سر تسلیم فرود آورد و خانواده پدرشاهی، در اجتماع به منزله واحد اقتصادی و قانونی و سیاسی و اخلاقی شناخته شد.»(3)

ـ در جامعه کشاورزی به عقیده ویل‏دورانت جنس قوی‏تر به تدریج استیلای خود را وسعت داد تا جایی که «لنسگی» می‏گوید: «در خانواده‏های کشاورز، برتری مرد قاعده‏ای بی‏چون و چرا بود. چرا که اطاعت و فرمانبرداری به طور معمول یکی از صفات پسندیده نزد کودکان و زنان به شمار می‏رفت.»(4)

ـ در دوره صنعت نیز به رغم امتیازاتی که به جنس زن داده شد، هنوز جنس مذکر استیلای خود را حفظ نموده و پدرسری قاعده حاکم بر کلیه جوامع بشری است. به گفته «جمیله کدیور» در حال حاضر هیچ مورد شناخته شده در جوامع امروزی نمی‏بینیم که در آن زنان قدرتمندتر از مردان و یا حداقل در سطحی مشابه مردان باشند

نتیجه می‏گیریم پدرتباری که نشانگر تفوق دیرپای مردان بر زنان می‏باشد، قاعده عادی در همه اعصار تاریخی است. همچنان که دیدیم «لنسگی» اهمیت نقش زنان را در دوره بوستانکاری الگوی غیر عادی خواند. بر فرض صحت تاریخی مادرتباری در یک دوره تاریخی در تامیّت آن تشکیک کرده‏اند. به عقیده «کلاینبرک»، حتی در اجتماعاتی مانند اجتماعات «ملانزی» که مادر نسبی است، اختیار فرزندان در دست خانواده مادری است. این اختیار به مردان این خانواده داده شده است نه به زنان.(5) پس رواج پدرتباری از سه هزار سال قبل از میلاد تا کنون تقریبا اجماعی است

پدرتباری، در جزیره‏العرب

در میان اعراب قبل از اسلام زنان از هیچ شأن و منزلت اجتماعی برخوردار نبودند. دخترکان اگر در زیر خاک مدفون نمی‏شدند، همچون کنیزکانی بودند که پدر می‏توانست

آنها را بفروشد. بعد از ازدواج نیز که شباهت زیادی به مبادله (بیع) داشت، دارایی شوهر به شمار می‏رفتند. زنان همواره از ارث محروم بودند و در مواردی (همچون زن پدر) همانند سایر کالاها به ارث برده می‏شدند. در فرهنگ ایشان تبار از ناحیه پدر بود. اعراب نوه‏های دختری را از آن دیگران می‏دانستند و نوه‏های پسری را از آن خود می‏دانستند. یکی از اشعار معروف عرب که ورد زبان آنان بود این فرهنگ را به خوبی نشان می‏دهد

بنونا بنو ابنائنا و بناتنا

بنوهن ابناء الرجال الاباعد

و انما امهات الناس اوعیه

مستودعات و للانساب آباء(6)

یعنی: فرزندان پسران ما فرزندان ما هستند، فرزندان دختران ما، فرزندان مردان بیگانه می‏باشند، مادران مردم، به مثابه ظروفی جهت نگهداری از امانت پدر به شمار می‏روند، و همانا نسب صرفا از جهت پدران است

از این روی، فرزند متعلق به پدر بود، گو اینکه مادر هیچ نقشی در پیدایش فرزند نداشت فقط همانند ظرفی (وعاء) بود که نُه ماه از امانت مرد نگهداری می‏کرد. البته این امانتداری اجباری بود، زیرا زن بودن به مثابه مملوکیت بود پس جای هیچ گونه تقدیر نبود. اصولاً زن کارکردی جز خدمت به مرد و زادن پسران نیرومند نداشت

محیط خشن عربستان و خست طبیعت موجب ناامنی و پیدایش فرهنگ غارت و چپاول و آن هم به نوبه خود سبب اهمیت یافتن مردان جنگ‏آور و دارای زور بازو شد، از این رو داشتن فرزند پسر سرمایه گران پدر به شمار می‏رفت و به عکس، تولد دختر که ممکن بود مورد تهاجم دیگران قرار بگیرد و در نهایت تولید آن، محصول دیگران بود، دردسری بیش نبود

در میان اعراب به مردی که از فرزند محروم بود ابتر (دم‏بریده) می‏گفتند.(7) پدرخطی (Patrilineal) دقیقا همین معنی را می‏رساند، یعنی ارتباط خانوادگی و نام خانواده از طریق پدر همچون نخی امتداد پیدا می‏کند. با نبود فرزند پسر، این خط ممتد قطع می‏گردد و کسی نیست نام پدر را زنده نگه دارد، لذا مرد دم‏بریده و مقطوع‏النسل می‏گردد. در فرهنگ عرب دختر لیاقت نداشت این ریسمان را متصل نگه دارد

پسرخواندگی

 

لینک کمکی