مقاله مصرف گرايي و صرفه جويي در جامعه اسلامي

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن مقاله مصرف گرايي و صرفه جويي در جامعه اسلامي :

مصرف گرایی و صرفه جویی در جامعه اسلامی
مصرف‌گرایی یعنی استفاده از كالاها به منظور رفع نیازها و امیال . این عمل نه تنها شامل خرید كالاهای مادی، بلكه در برگیرنده خدمات نیز است . در جوامع نوین مصرف گرایی به یك فعالیت اجتماعی اصلی تبدیل شده است . برای مصرف گرایی مقدار زیادی وقت، انرژی، پول، خلاقیت و نوآوری تكنولوژیكی مصرف می شود. مطالعه مصرف گرایی در جوامع جدید از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا مصرف‌گرائی نه تنها مسئله مصرف گرایان است بلكه تولید كنندگا

ن و توزیع‌كنندگان كالاها و خدمات نیاز به درك خصوصیات و ویژگی های آن دارند. به همین لحاظ است كه در علوم اجتماعی، جامعه شناسان، اقتصاد دانان و روان شناسان معاصر به تحلیل های همه جانبه آن می پردازند و هر اندیشمندی از یك زاویه خاص به آن توجه دارد.
مصرف گرایی نوین به شكل بی رویه یك آسیب اجتماعی است كه مستلزم شناخت علمی و سپس درمان اساسی، یا به عبارت دیگر برنامه ریزی است . مصرف گرایی بی

رویه پدیده ای بین المللی است و چاره آن باید در دو بعد خرد و كلان صورت گیرد. باید مصرف گرایی در هر جامعه را در یك زمینه وسیع تر اجتماعی در نظر گرفت زیرا امروزه تولید و توزیع از مرزهای یك كشور گذر كرده و دورافتاده ترین نقاط یك جامعه به مركزی ترین مراكز تولید و سیستم توزیع جهانی متصل است.
هدف مقاله حاضر بررسی چهار نكته اساسی در رابطه با مصرف گرایی نوین است . نخست ظهور مصرف گرایی نوین و پیدایش فرهنگ خاص آن باید واكاوی گردد. دوم، می بایستی یك تجزیه و تحلیل از الگوهای مصرف‌گرایی نوین در قرن بیستم در جوامع توسعه یافته و چگونگی اشاعه و نفوذ آن بعنوان بخشی از فرهنگ جوامع در حال توسعه ارائه گردد. سوم، تعیین تفاوتهای مصرف گرایی در بین اقشار و گروههای اجتماعی مختلف از دیگر نكته های اصلی است . چهارم، مقاله به لزوم برنامه ریزی برای الگوهای مصرف گرایی نوین خواهد پرداخت . مقاله لزوم انجام پژوهشهای جامع در این زمینه را بحث خواهد كرد. به نظر می رسد هرچه می گذرد لزوم انجام تحقیقات در این زمینه بیشتر احساس می گردد.
ظهور مصرف گرایی نوین و پیدایش فرهنگ خاص آن
مصرف گرایی نوین در اثر گسترش سرمایه داری در اروپا بوجود آمد . یك دیدگاه در مورد توسعه سرمایه داری در اروپا بر اساس نوشته های جامعه شناس بزرگ ماكس وبر بر این باور است كه در اروپا در اثر اشاعه تفكرات لوتر و كالوین بر این باور است كه در اروپا در اثر اشاعه تفكرات لوتر و كالوین مبنی بر سخت كاركردن، صرفه جویی ، سرمایه گذاری و ایجاد مؤسسه های اقتصادی بود كه روحیه سرمایه داری بوجود آمد و به تدریج به یك نظام اجتماعی تبدیل شد . از لحاظ نظری، در این جا یك تضاد بین تبیین پیدایش سرمایه داری و توسعه مصرف گرایی بوجود می‌آید . اما واقعیت امر این است كه سرمایه‌داری از همان ابتدای پیدایش دارای یك هدف اصلی به نام (سودسازی) بوده است . برای چنین هدفی، تولید بیشتر، فروش بیشتر، سرمایه گذاری بیشتر و مجدداً تولید بیشتر مد نظر است . به عبارت دیگر در یك چرخه، هدف فروش كالاهای بیشتر و در نتیجه س

ود بیشتر است .
ابتدا فكر می كردند كه طبقات بالا و اشراف خریداران اصلی كالاهای سرمایه داری باید باشند. اما به تدریج متوجه شدند كه سرمایه داری با تولید انبوه نیاز به مصرف‌كنندگان انبوده دارد. از آن نمایان شد.
در تولیدهای اولیه، نخست رفع نیازهای بیولوژیك را مدنظر داشتند. اما از آنجا كه نیازهای بیولوژیك انسان محدود است، لذا باید نیازهای غیربیولوژیك در جوامع برای مصرف كالاها بوجود آید . نیاز غیربیولوژیك هم در جایی محدود می شد. اما تولید كنندگان می بایستی خصلت تولید انبوه خود را بعنوان یكی از اهداف ، از دست نمی دادند. به همین منظور بود كه در جوامع سرمایه داری نیازهای كاذب بوجود آمد تا كالاهای انبوه سریعاً مصرف شوند. مصرف انبوه بر پایه كالاهای بی‌دوام

امكان پذیر بود.
در غرب، گسترش زندگی شهری و شهرنشینی با جنبه های روانی و اجتماعی خاص خود زمینه را برای مصرف گرایی به عنوان سبكی خاص از زندگی بوجود آمد. نخست در ابتدای قرن بیس

تم، این سبك خاص با الگوهای فرهنگی جدید در میان افراد طبقه بالا و متوسط شهری رواج پیدا كرد. در شهرها فروشگاههای بزرگ تأسیس شدند و فرهنگ مصرف گرایی را القاء كردند. در این فرهنگ ویژه یك شعار اصلی رواج پیدا كرد و آن اینكه تا می‌توانی بخر و هر چه بیشتر مصرف كن . بر پایه همین شعار بود كه رقابت در خرید و مصرف به عنصر اصلی این فرهنگ تبدیل شد . افراد در خرید بیشتر و مصرف بیشتر از یكدیگر سبقت می گرفتند و تقریباً مصرف گرایی به نوعی وجهه اجتماعی تبدیل گردید.

الگوهای مصرف‌گرایی نوین
توسعه انواع فروشگاههای بزرگ ( مواد غذایی، اسباب منزل، پوشاك، وسایل الكتریكی و ; ) در زیر یك سقف، مردم را به مصرف گرایی انبوه عادت داد. افراد در محیطی قرار می گرفتند كه كالاهای متنوع را در یك جا جلوی چشمان خود می‌دیدند. هم زمان، مدگرایی بوجود آمد كه بر اساس آن كالاها برای دوره های معینی ( یا محدودی ) تبلیغ و استفاده می شدند. مردم به این

سمت هدایت می شدند كه كالاها را در زمان محدودی استفاده كنند.
مصرف گرایی می بایستی سهل و آسان گردد. پس ابزار مصرف گرایی باید مهیا می شد . در این جوامع وسایل ارتباط جمعی به مهمترین ابزار مدگرایی و تبلیغ برای كالاها تبدیل شدند. دو نوع ابزار مصرف گرایی در جوامع رواج پیدا كرد: نخست حراج های پی در پی كالاها و دیگری اشاعه كارتهای اعتباری. در كشورهای توسعه یافته، در طول یك سال به بهانه های متعدد حراج كالاها وجود دارد . در حراج كالاها، از یك روان شناسی استفاده می شود و آن ایجاد احساس نیاز كاذب است . مشتری جنسی را كه در حراج می بیند، فكر می كند كه نیاز دارد، در حالی كه اگر حراج نبود چنین احساسی به او دست نمی داد. از سوی دیگر، فرد در بازار باید احساس كند كه همه وقت، پول برای خرید دارد. در اینجا مسئله از طریق مكانیزم كارت های اعتباری حل می شود. به عبارت دیگر هرگاه احساس نیاز كردی، حتی اگر پول نقد هم نداشته باشی، با داشتن كارت اعتباری، در واقع پول به همراه خود داری. بنابراین نیاز هست ( اما از نوع كاذب) توانایی خرید هم هست ( به شكل مصنوعی ) .
در جوامع توسعه یافته، همه كالاهای خریداری شده مصرف نمی شوند زیرا نیاز واقعی نبوده اند . در نتیجه سه راه برای كالاها باقی می ماند: نخست فروش مجدد آنها با قیمت بسیار ارزان، دوم به دو ریختن آنها، و سوم بخشیدن آنها با افراد یا مؤسسه‌های خیریه. افراد نمی توانند اینگونه كالاها را نزد خود نگهدارند زیرا تحرك جغرافیایی افراد بسیار بالاست. بنابراین، مجدداً خرید و در چرخه باطل در غلطیدن است.
می دانیم كه سرمایه داری به عنوان یك بسته با محتوای حداقل، اقتصادی، فرهنگی، تكنولوژیكی ،

اجتماعی و روانی در یك فرایند تاریخی وارد كشورهای به اصطلاح غیر سرمایه داری شده است . هدف سرمایه داری در این كشورها نیز همان سودسازی مضاعف است . برای رسیدن به این منظور نیز باید فرهنگ مصرف گرایی را در این كشورها رواج دهد. برای رواج مصرف گرایی در این كشورها، سرمایه داری چند نوع عامل دارد. عوامل در زمینه های مختلفی فعالیت می كنند. مهمترین عوامط جمعی 5- تولید كنندگان كالاها و خدمات، 5- بانكها و 6- بسیاری از افراد و دیگر مؤسسات .
در جوامع در حال توسعه فرهنگ مصرف‌گرایی به شكل های زیر نمایان می‌شود:
1-الگوهای مصرفی كشورهای توسعه یافته عیناً نعل به نعل به كشورهای در حال توسعه منتقل می شوند.
2-وسایل ارتباط جمعی، مسافران و دیگر عومل شدیداً به این انتقال كمك می‌كنند .
3-افراد برای نشان دادن اینكه از وجهه بالائی برخوردارند، در مصرف‌گرایی، افراطی‌تر از خارجیان عمل می‌كنند.
4-به تدریج مصرف گرایی افراطی جزئی از فرهنگ جهان سومی می شود.
معمولاً در كشورهای در حال توسعه، مصرف گرایی با عدم امنیت اقتصادی توأم می‌شود. در نتیجه، عدم امنیت اقتصادی ، مصرف گرایی را تشدید می كند. نگرانی از كمبودها باعث انبار كردن اجناس می گردد. انبار كردن اجناس به مصرف گرایی بی رویه تبدیل می شود. نهایتاً همان رفع نیازهای غیرواقعی بوجود آمده است . البته یك مسئله در این كشورها به انبار كردن كالاها كمك می كند و آن تبدیل كالاهای مصرفی به كالاهای سرمایه‌ای است . همین امر باعث می گردد كه افراد با زمینه های اجتماعی متفاوت به پنهان كردن برخی از كالاها بپردازند تا اینكه در آینده از طریق افزایش قیمت، منفعتی داشته باشند. به عبارت دیگر مصرف‌گرایی به نوعی فعالیت اقتصادی تبدیل می‌شود.
مصرف‌گرایی در بین اقشار مختلف
معمولاً جامعه شناسان افراد را در جامعه بر پایه سه معیار ثروت، قدرت و وجهه (پرستیژ) به سه طبقه بالا ، متوسط و پایین تقسیم می كنند. این سه معیار، الگوهای متفاوتی از مصرف گرایی را برای سه طبقه به بار می آورند. هر سه طبقه، مصرف گرایی بی رویه دارند اما به شكل های متفاوت . افراد طبقه بالا با داشتن ثروت، از طریق مصرف كالاهای لوكس به دنبال پرستیژ بالا هستند. اینان خدماتی را كه فكر می‌كنند قدرت و وجهه اجتماعی برایشان به ارمغان می‌آورند را هم به مقدار زیادی مصرف می‌كنند. طبقات اجتماعی بالا با پرستیژ و قدرت بالا، سعی می‌كنن

د با مصرف‌گرایی مفرط خود را هم طراز ثروتمندان نشان دهند. مصرف گرایی مفرط در واقع یك وسیله خود نشان دادن می شود و اعضای یك طبقه در مصرف گرایی مفرط با یكدیگر رقابت شدید دارند. این رقابت از نوع رقابتهای كاذب است .
اعضای طبقه متوسط، همیشه سعی می‌كنند خود را از طبقات بالا عقب‌ تر نبینند. اینان با درآمد كمتر به رقابت با طبقه بالا می پردازند. بازار برای تشفی كردن آنها، اجناس ظاهراً لوكس ، ارزان به وفور در اختیار آنها قرار می‌دهد. پس از خرید چنین كالاهایی است كه از لحاظ روانی یك رضایت مندی كاذب به آنها دست می دهد. اعضای این طبقه اجتماعی به لحاظ كمی بیشترین مصرف را در جامعه دارند. همچنین بازار به خرید آنها وابسته است زیرا تعداد افراد این طبقه در جوامع بیش از اعضای طبقات دیگر است و لذا حجم خرید بالایی دارند.
اعضای طبقه پایین با درآمدكم، با توجه به مصرف‌گرایی دیگر طبقات و با توجه به وفور كالا و خدمات در بازار، در تلاش است كه بهر وسیله، سهمی از كالا و خدمات در بازار، در تلاش است كه بهروسیله، سهمی از كالا و خدمات را بخود اختصاص دهد. ترس از كمبودها و عدم امنیت اقتصادی برای خانواده او را به خریدی بی رویه و انبارگونه وامی دارد. خرید اعضای این طبقه عمدتاً خرید كالاهای ضروری، مربوط به بقاء بیولوژیك است . بازار ، مازاد بر مصرف طبقه ‌عمدتاً خرید كالاهای ضروری ، مربوط به بقاء بیولوژیك است. بازار مازاد بر مصرف طبقه متوسط را به این طبقه انتقال می دهد. در واقع الگوی مصرف گرایی طبقات پایین، یك نوع سودسازی سرمایه دار از سرمایه بالقوه تلف شده است زیرا اگر طبقه پایین نبود، سرمایه دار مجبور به از دست دادن مازاد كالاهای مصرفی طبقات متوسط بود. چنین است كه اعضای طبقه پایین به مصرف گرایی انبوه عادت می‌كنند . این عادت برای او درونی شده و بخشی از فرهنگ او را تشكیل می‌دهد.
لزوم برنامه‌ریزی برای الگوهای مصرف گرایی نوین
برنامه‌ریزی برای الگوهای مصرف گرایی نوین باید در چند بعد صورت گیرد:
نخست، مصرف گرایی صحیح را باید از طریق آموزش های رسمی به كودكان، نوجوانان و جوانان آموزش داد. این امر باید از طریق مدارس صورت گیرد.
دوم، مصرف گرایی غلط و صحیح را باید به شیوه های آموزش های غیررسمی از طریق رسانه

های جمعی و بویژه رادیو و تلویزیون به بزرگسالان نشان داد.
سوم تولید در سطح جامعه با یك كنترل و نظارت فرهنگ توأم شود. نباید گذاشت هر كالائی در جامعه تولید گردد.
چهارم، نظارت و كنترل فرهنگی به واردات عمده و خرد باید روا گرددی نسبتاً مشابه ای به آنها داشته باشند.
ششم، تبلیغات باید به گونه ای باشند كه مصرف‌گرایی افراطی را اشاعه ندهند، و صرفاً به معرفی كالاها و خدمات بپردازند.
هفتم، مطالعات علمی ملی و منطقه ای پیرامون مصرف گرایی در سطح مملكت صورت گیرد و نظرسنجی از مردم شود.
هشتم، فرهنگ مصرف جمعی در زمینه های مختلف بجای فرهنگ مصرف گرایی فردی اشاعه شود.
نهم، فرهنگ بازیافت در میان مردم رواج داده شود. برای این منظور ابزار جمع آوری مازادها در سراسر جامعه نصب و بكار گرفته شود.
دهم، بازیافت بعنوان یك ارزش تلقی گردد و از جوامع دیگر چگونگی عمل بازیافت به نمایش گذارده شود.
مصرف گرایی بیماری فرهنگی دنیای مدرن
مصرف‌گرایی یعنی استفاده از كالاها به منظور رفع نیازها وخواسته ها . این عمل نه تنها شامل خرید كالاهای مادی، بلكه در برگیرنده خدمات نیز است . در جوامع نوین مصرف گرایی به یك فعالیت اجتماعی اصلی تبدیل شده است . برای مصرف گرایی مقدار زیادی وقت، انرژی، پول، خلاقیت و نوآوری تكنولوژیكی مصرف می شود. مطالعه مصرف گرایی در جوامع جدید از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا مصرف‌گرائی نه تنها مسئله مصرف گرایان است بلكه تولید كنندگان و توزیع‌كنندگان كالاها و خدمات نیاز به درك خصوصیات و ویژگی های آن دارند. به همین لحاظ است كه در علوم اجتماعی، جامعه شناسان، اقتصاد دانان و روان شناسان معاصر به تحلیل های همه جانبه آن می پردازند و هر اندیشمندی از یك زاویه خاص به آن توجه دارد.
مصرف گرایی نوین به شكل بی رویه یك آسیب اجتماعی است كه مستلزم شناخت علمی و سپس درمان اساسی، یا به عبارت دیگر برنامه ریزی است . مصرف گرایی بی رویه پدیده ای بین المللی است و چاره آن باید در دو بعد خرد و كلان صورت گیرد. باید مصرف گرایی در هر

جامعه را در یك زمینه وسیع تر اجتماعی در نظر گرفت زیرا امروزه تولید و توزیع از مرزهای یك كشور گذر كرده و دورافتاده ترین نقاط یك جامعه به مركزی ترین مراكز تولید و سیستم توزیع جهانی متصل است. هدف گزارش حاضر بررسی چهار نكته اساسی در رابطه با مصرف گرایی نوین است . نخست ظهور مصرف گرایی نوین و پیدایش فرهنگ خاص آن باید واكاوی گردد. دوم، می بایستی یك تجزیه و تحلیل از الگوهای مصرف‌گرایی نوین در قرن بیستم در جوامع توسعه یافته و چگونگی اشاعه و نفوذ آن بعنوان بخشی از فرهنگ جوامع در حال توسعه ارائه گردد. سوم، تعیین تفاوته

ای مصرف گرایی در بین اقشار و گروههای اجتماعی مختلف از دیگر نكته های اصلی است . چهارم، مقاله به لزوم برنامه ریزی برای الگوهای مصرف گرایی نوین خواهد پرداخت . مقاله لزوم انجام پژوهشهای جامع در این زمینه را بحث خواهد كرد. به نظر می رسد هرچه می گذرد لزوم انجام تحقیقات در این زمینه بیشتر احساس می گردد.

ظهور مصرف گرایی نوین و پیدایش فرهنگ خاص آن
مصرف گرایی نوین در اثر گسترش سرمایه داری برای اولین بار در اروپا بوجود آمدو سپس به جوامع دیگر بسط داده شده و در شرایط كنونی به وفور و به سرعت شاهد رشد آن در كشور ایران هستیم.یك دیدگاه در مورد توسعه سرمایه داری بر این باور است كه فرهنگ مبنی بر سخت كاركردن، صرفه جویی ، سرمایه گذاری و ایجاد مؤسسه های اقتصادی است كه روحیه سرمایه داری بوجود می آورد و به تدریج یك نظام اجتماعی ایجاد می كند . از لحاظ نظری، در این جا یك تضاد بین تبیین پیدایش سرمایه داری و توسعه مصرف گرایی بوجود می‌آید . اما واقعیت امر این است كه سرمایه‌داری از همان ابتدای پیدایش دارای یك هدف اصلی به نام (سودسازی) بوده است . برای چنین هدفی، تولید بیشتر، فروش بیشتر، سرمایه گذاری بیشتر و مجدداً تولید بیشتر مد نظر است . به عبارت دیگر در یك چرخه، هدف فروش كالاهای بیشتر و در نتیجه سود بیشتر است .
ابتدا فكر می كردند كه طبقات بالا و اشراف خریداران اصلی كالاهای سرمایه داری باید باشند. اما به تدریج متوجه شدند كه سرمایه داری با تولید انبوه نیاز به مصرف‌كنندگان انبوده دارد. از آنجا كه طبقات بالا از كمیت كافی برخوردار نبودند، پس بنابراین نیاز به مصرف كنندگان انبوه به زودی نمایان شد. در تولیدهای اولیه، نخست رفع نیازهای بیولوژیك را مدنظر داشتند. اما از آنجا كه نیازهای بیولوژیك انسان محدود است، لذا باید نیازهای غیربیولوژیك در جوامع برای مصرف كالاها بوجود آید . نیاز غیربیولوژیك هم در جایی محدود می شد. اما تولید كنندگان می بایستی خصلت تولید انبوه خود را بعنوان یكی از اهداف ، از دست نمی دادند. به همین منظور بود كه در جوامع سرمایه داری نیازهای كاذب بوجود آمد تا كالاهای انبوه سریعاً مصرف شوند. مصرف انبوه بر پایه كالاهای بی‌دوام امكان پذیر بود.
در غرب، گسترش زندگی شهری و شهرنشینی با جنبه های روانی و اجتماعی خاص خود زمینه را برای مصرف گرایی به عنوان سبكی خاص از زندگی بوجود آمد. نخس

ت در ابتدای قرن بیستم، این سبك خاص با الگوهای فرهنگی جدید در میان افراد طبقه بالا و متوسط شهری رواج پیدا كرد. در شهرها فروشگاههای بزرگ تأسیس شدند و فرهنگ مصرف گرایی را القاء كردند. در این فرهنگ ویژه یك شعار اصلی رواج پیدا كرد

و آن اینكه تا می‌توانی بخر و هر چه بیشتر مصرف كن . بر پایه همین شعار بود كه رقابت در خرید و مصرف به عنصر اصلی این فرهنگ تبدیل شد . افراد در خرید بیشتر و مصرف بیشتر از یكدیگر سبقت می گرفتند و تقریباً مصرف گرایی به نوعی وجهه اجتماعی تبدیل گردید.
الگوهای مصرف‌گرایی نوین
توسعه انواع فروشگاههای بزرگ ( مواد غذایی، اسباب منزل، پوشاك، وسایل الكتریكی و ; ) در زیر یك سقف، مردم را به مصرف گرایی انبوه عادت داد. افراد در محیطی قرار می گرفتند كه كالاهای متنوع را در یك جا جلوی چشمان خود می‌دیدند. هم زمان، مدگرایی بوجود آمد كه بر اساس آن كالاها برای دوره های معینی ( یا محدودی ) تبلیغ و استفاده می شدند. مردم به این سمت هدایت می شدند كه كالاها را در زمان محدودی استفاده كنند. مصرف گرایی می بایستی سهل و آسان گردد. پس ابزار مصرف گرایی باید مهیا می شد . در این جوامع وسایل ارتباط جمعی به مهمترین ابزار مدگرایی و تبلیغ برای كالاها تبدیل شدند. دو نوع ابزار مصرف گرایی در جوامع رواج پیدا كرد: نخست حراج های پی در پی كالاها و دیگری اشاعه كارتهای اعتباری. در كشورهای توسعه یافته، در طول یك سال به بهانه های متعدد حراج كالاها وجود دارد . در حراج كالاها، از یك روان شناسی استفاده می شود و آن ایجاد احساس نیاز كاذب است . مشتری جنسی را كه در حراج می بیند، فكر می كند كه نیاز دارد، در حالی كه اگر حراج نبود چنین احساسی به او دست نمی داد. از سوی دیگر، فرد در بازار باید احساس كند كه همه وقت، پول برای خرید دارد. در اینجا مسئله از طریق مكانیزم كارت های اعتباری حل می شود. به عبارت دیگر هرگاه احساس نیاز كردی، حتی اگر پول نقد هم نداشته باشی، با داشتن كارت اعتباری، در واقع پول به همراه خود داری. بنابراین نیاز هست ( اما از نوع كاذب) توانایی خرید هم هست ( به شكل مصنوعی ) .
در جوامع توسعه یافته، همه كالاهای خریداری شده مصرف نمی شوند زیرا نیاز واقعی نبوده اند . در نتیجه سه راه برای كالاها باقی می ماند: نخست فروش مجدد آنها با قیمت بسیار ارزان، دوم به دو ریختن آنها، و سوم بخشیدن آنها با افراد یا مؤسسه‌های خیریه. افراد نمی توانند اینگونه كالاها را نزد خود نگهدارند زیرا تحرك جغرافیایی افراد بسیار بالاست. بنابراین، مجدداً خرید و در چرخه باطل در غلطیدن است.می دانیم كه سرمایه داری به عنوان یك بسته با محتوای حداقل، اق

تصادی، فرهنگی، تكنولوژیكی ، اجتماعی و روانی در یك فرایند تاریخی وارد كشورهای به اصطلاح غیر سرمایه داری شده است .
هدف سرمایه داری در این كشورها نیز همان سودسازی مضاعف است . برای رسیدن به این منظور نیز باید فرهنگ مصرف گرایی را در این كشورها رواج دهد. برای رواج مصرف گرایی در این كشورها، سرمایه داری چند نوع عامل دارد. عوامل در زمینه های مختلفی فعالیت می كنند. مهمترین عوامل عبارتند از : 1- تجار بزرگ، 2- خرده فروشان، 3- صاحبان تبلیغات ، 4- دست اندركاران وسایل ارتباط جمعی 5- تولید كنندگان كالاها و خدمات، 5- بانكها و 6- بسیاری از افراد و دیگر مؤس

سات . در جوامع در حال توسعه فرهنگ مصرف‌گرایی به شكل های زیر نمایان می‌شود:
1-الگوهای مصرفی كشورهای توسعه یافته عیناً نعل به نعل به كشورهای در حال توسعه منتقل می شوند.
2-وسایل ارتباط جمعی، مسافران و دیگر عومل شدیداً به این انتقال كمك می‌كنند .
3-افراد برای نشان دادن اینكه از وجهه بالائی برخوردارند، در مصرف‌گرایی، افراطی‌تر از خارجیان عمل می‌كنند.

لینک کمکی