مقاله جايگاه ونقش گروه در فرايند اجتماعي شدن دانش آموزان

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن مقاله جايگاه ونقش گروه در فرايند اجتماعي شدن دانش آموزان :

جایگاه ونقش گروه در فرایند اجتماعی شدن دانش آموزان
چكیده: مدرسه از جمله نهاد های مهم ومؤثر در جامعه پذیری افراد بخصوص دختران محسوب می شود.چگونگی ومیزان مشاركت زنان در فعالیّت های اجتماعی واستفاده ی جامعه از توانایی های آنان در عرصه های مختلف زندگی، وابسته به نوع نگاه یك جامعه نسبت به ا

ین گروه جنسی می باشد.
در این مقاله سعی شده است تأثیر مدرسه در فراهم نمودن شرایط لازم برای حضور زنان در جامعه مورد ارزیابی قرار گیرد .جهت بر رسی این موضوع از روش كتابخانه ای استفاده شده است.نتیجه ی بررسی مشخص می كند كه در توزیع امكانات آموزشی و برنامه ریزی های شغلی میان دو جنس ،كفه ی ترازو به نفع پسرها سنگینی می كند. لذا ناكارآمدی نظام آموزشی در خصوص اجتماع پذیری دختران،موجب بروز بسیاری از آسیب های روحی و روانی میان نیمی از جمعیّت كشور گردیده است.

مقدمه :
در بررسی سیر تكوینی جوامع بشری و مطالعه ی چگونگی تغییرات و سرعت تحولات در هر یك از آنها باید به زیر ساختهای فرهنگی اعم از باورها ،اعتقادات و سنتهای اجتماعی مردم آن جوامع به عنوان عامل اصلی و محرك مجموعه ای از تغییرات توجه خاصی مبذول شود . چرا كه بدون شناخـت تأثیـر عوامل اصلی فكری ،تعیین مظاهر عینی تغییر و توسعه یا ركود و سكون آن،در گذشته ویا حال حاضر یك جامعه ،تقریباًامری محال است .
گسترش وسایل ارتباط جمعی و انتقال معانی فرهنگی میان انسانها ، به قول مك لوهان در دهكده كوچك جهانی ،بیش از پیش مفاهیم مشترك انسانی را در میان افراد جوامع گوناگون به وجود آورده است. یكی ازاین مفاهیم مشترك انسانی ، حقوق شهروندی است كه به برابری حقوق هر یك از افراد جامعه در دست یابی به امكانات و فرصت های اجتماعی ،سیاسی و اقتصاد ی اشاره دارد.
با توجه به حقوقی كه بر افزایش سهم زنان از مواهب مختلف زندگی اجتماعی دلالت می كند، زمینه لازم جهت احراز موقعیت های اجتماعی گروه مردان، برای زنان جامعه نیز فراهم می شود . چنین شرایطی بدون تغییر نگرش كلی جامعه نسبت به زنان، به عنوان شهروندان درجه دو مهیا نخواهد شد.
آموزش پرورش یكی از محمل های ایجاد چنین فضا ها و فرصت هایی است كه می

تواند در تغییر دیدگاه جامعه نسبت به حضور زنان در فعالیت های بیرون از خانواده و درون خانواده نقش موثری داشته باشد.
مسلماً ایجاد چنین تغییری در ساختار آموزشی جامعه با تغییر شكل هر چند یك بارسیستم آموزشی از سالی به ترمی یا ترمی واحدی به سالی واحدی امكان پذیر نیست . بلكه تغییر نگرش متولیان نظام آموزشی در راستای رسیدن به توسعه پایدار ، به عنوان یك عزم و اراده ملی باید مطمح نظر قرار گیرد.

و نهایتاً رسیدن به توسعه پایدار بدون توجه به نقش و تاثیر نیمی از جمعیت كشور در آن امكان پذیر نیست.
تعریف جامعه پذیری ( Socialization )- شناسان ارائه شده است. كه در اینجا فقط به ذكر یكی از آن تعاریف اكتفا می شود : « جامعه پذیری فرآیندی است كه به موجب آن شخصی هنجارهای گروه هایی را كه در میان آنها زندگی می كند ، درونی میكند. به طوری كه یك خود واحد پدیدار می -شود.»(هورتون/1989/ص89)
خانواده ، مدرسه ،وسایل ارتباط جمعی، گروه همالان و مدرسهً نامریی عواملی هستند كه در فرآیند اجتماعی شدن انسان ها نقش دارند .جامعه شناسان فرآیند اجتماعی شدن را از دو دیدگاه مورد بررسی قرار می دهند :
الف) دیدگاه فردی: از دیدگاه فردی،فرآیند اجتماعی شدن به معنای گسترش « من اجتماعی»است . از طریق آموزش، پیش بینی ، ارزیابی وبسط تجربه آگاه در اختیار خویشتن . مید(G.H.mead) و همچنین كولی ( C.H.cooley ) صاحبنظرانی هستند كه اجتماعی شدن را از این دیدگاه مورد بررسی قرار داده اند.
ب) دیدگاه اجتماعی: از این دید گاه ، اجتماعی شدن فرآیند انتقال میراث فرهنگی و تداوم آن از این طریق است . جامعه باقی نمی ماند مگرآنكه بین اعضاء نوعی وفاق در شیوه های اصلی عمل و اندیشه به وجود آید و در خلال قرون تداوم یابد.»(ساروخانی/1370/ص743
مسلماً صاحب نظران هر یك از دودید گاه فوق الذّكر ، صرف نظر از زاویه دید شان نسبت به مسأله ، بر اهمیت فرآیند اجتماعی شدن در زندگی اجتماعی انسانها و شبكه روابط انسانی اشراف كامل دارند. در هر جامعه ای برنامه ریزی های آموزشی با توجه به ساخت

ار سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی و همین طور محدودیت ها و امكانات موجود آن و نوع جهان بینی حاكم برآن ، صورت می پذیرد.
اصول و اهداف كلی آموزش و پرورش در ایران:
1 تشریح اصول و فرهنگ اسلامی و شیعی بر پایه قرآن كریم ، سنت پیامبر ( ص) و سیره اهل بیت.
2پیشبرد بررسی و تحقیقات علمی با توجه به امكانات علمی، فنی و فرهنگی
3 ارتقاء علم و تكنولوژی جهت توسعه علمی و فنی كشور به ویژه در زمینه های كشاورزی، صنعتی و نظامی

4-ارتقاء دوره های آموزشی فشرده همگانی
5-تأمین عدالت اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی در میان شهروندان
-6رعایت قوانین و مقررات و گسترش فضایل اخلاقی در جامعه
پژوهشی كه به نكات كلی آن در سطور زیر اشاره می‌شود با هدف تعیین بهترین روشی كه مدارس می‌توانند به منظور تحقق فرایند اجتماعی شدن نوجوانان و تضمین موفقیتهای كنونی و آتی آنها و همچنین پیشگیری از بی نظمی، مدرسه گریزی و ترك تحصیل، انتخاب كنند انجام شده است.از آنجا كه فرایند اجتماعی شدن نوجوانان در كشور ما نیز از كارآیی و اثر بخشی مطلوب برخوردار نیست و عدم تحقق این فرایند یكی از معضلهای اصلی خانواده ها و مدارس به شمار می‌رود، بر آن شدیم تا رئوس یافته‌های این پژوهش را در اختیار خوانندگان قرار دهیم.طبقه‏بندی ریخت شناسی سبكهای پژوهشی والدینی به چهار گروه مقتدر، مستبد، آسان گیر و بی‌تفاوت توسط بومرایند و تأثیر این سبكها بر ویژگیهای فرزندان براساس پژوهشهای متعدد به اثبات رسیده است. سبك والدینی مقتدرانه براساس توقع بالا (استانداردهای بالای رفتاری و سختگیری در اجرای قواعد) و پاسخ‏دهندگی بالا (صمیمیت، گفت و شنود آزادانه و احترام به نیازهای تحولی كودك) مشخص می‌شود. مسؤولیت متقابل در سبك مقتدرانه، تحول نمویافتگی روانی – اجتماعی را تسهیل می‌كند و موجب می‌شود كه فرزندان چنین والدینی در مقایسه با كودكان و نوجوانان دیگر، به صلاحیت اجتماعی و شناختی، آرمانها، سلامت روانشناختی و رفتارهای بهتری دست یابند.والدین مستبد نیز براساس سطح بالای توقع و خواسته مشخص می‌شوند اما این توقع با حد پایینی از پاسخ‏دهندگی همراه است. این والدین، اطاعت را یك مزیت و تنبیه و زورگویی را برای تحقق خواسته‌های خود، مجاز می‌دانند. از آنجا كه والدین مستبد، انضباط را تحمیل می‌كنند فرزندان آنها به مهار بیرونی بیش از خود نظم‏جویی، متكی می‌شوند. تحمیل قدرت بیرونی، گاهی طغیان را به همراه دارد اما غالباً به كاهش مشكلات رفتاری و مصرف مواد همراه با كاهش صلاحیت اجتماعی و سطح حرمت خود منجر می‌شود.سبك آسان‌گیر والدین براساس كم توقعی (حداقل انضباط و خود نظم جویی كودك) و پاسخ‏دهندگی بالا (صمیمیت

و توجه والدین) متمایز می‌شود. این كودكان دارای صلاحیت و حرمت خود بالنسبه بالا هستند اما كارآمدی تحصیلی آنها پایین و مشكلات رفتاری و مصرف مواد در آنها بالاست.سبك بی تفاوت یا سهل انگار براساس كمترین حد كوشش والدین مشخص می‌شود. این والدین در عواطف خود ناپایدارند، از لحاظ هیجانی در دسترس نیستند، از نیازهای فرزندان خو

د اطلاعی ندارند. گاهی هیچ توجهی به انضباط نمی‌كنند و گاهی انضباط سختی را

به كار می‌بندند. بنابراین كاملاً طبیعی است كه فرزندان آنها دارای

بدترین نتایج در زمینه صلاحیتهای اجتماعی، شناختی، كارآمدی تحصیلی، سلامت روانشناختی یا مسایل رفتاری باشند.پژوهشهای متعددی كه در قلمرو پیامدهای سبكهای والدینی بر فرزندان انجام شده‌اند نشان داده‌اند كه سبك مقتدرانه دارای بهترین پیامدهای رفتاری و روانشناختی و سبك بی تفاوت دارای بدترین نتایج است.از سوی دیگر، مؤلفانی كه به بررسی تأثیر سبكهای مختلف حاكم بر فرهنگ غیر رسمی، ساختار سازمانی و سیاستهای رسمی مدرسه پرداخته‌اند و همچنین با استفاده از ریخت شناسی والدینی در مورد معلمان، تأثیر سبكهای مختلف در قلمروهای رفتاری دانش‌آموزان را بررسی كرده‌اند، همگی به این نتیجه رسیده‌اند كه برای بررسی سبكهای مدرسه‌ای نیز باید از همان شیوه سبكهای والدینی سود جست و این نكته را پذیرفت كه اگر هدف آموزش و پرورش، تبدیل نوجوانان به بزرگسالان واجد صلاحیت و مولد است، سر و كار داشتن آنها با عوامل متعدد اجتماعی شدن مقتدرانه، ضروری است. اگر چه پژوهشهای اخیر به نتایج جالبی منجر شده‌اند اما به موقعیتهای خاص وابسته باقی مانده‌اند.در این پژوهش، ضمن پذیرش نقش عواملی مانند فرهنگ غیر رسمی، ساختار سازمانی و سیاستهای رسمی مدرسه در اجتماعی شدن دانش‌آموزان بر تأثیر تعاملی این عوامل تأكید شده و كوشش به عمل آمده است تا با توجه به ریخت شناسی بومرایند در مورد سبكهای والدینی، مدارس را برحسب سبكهای اجتماعی كردن آنها طبقه‏بندی كنند تا تأثیر این سبكها بر بی‌نظمی، مدرسه گریزی و ترك تحصیل دانش آموزان، مشخص شود. بدین منظور، سبكهای اجتماعی كردن مدارس و طبقه‌بندی آنها در یكی از چهار سبك، تعیین حد پاسخدهی مسؤولان به نیازهای شاگردان و میزان برقراری یك رابطه تعاملی، ارزشیابی توقعها و خواسته‌های مدرسه از زاویه كارآمدی تحصیلی، شیوه‌های انضباطی و میزان غیبت، ترك تحصیل و مدرسه گریزی، بااستفاده از پرسشنامه‌هایی كه توسط مسؤولان مدرسه از یكسو و شاگردان از سوی دیگر، تكمیل شدند مشخص شد. متغیرهای مرتبط با ویژگیهای مدرسه از زاویه جامعه شناختی و مردم شناختی و چهارچوب مشكلات انضباطی كه بی نظمی یا ترك تحصیل را در پی داشتند نیز به‏دست آمد. نتایج امتحانات خواندن و ریاضیات به

منزلـه معیار كارآمدی تحصیلی در نظر گرفته شدند.نتایج نشان دادند كه مانند آنچه در بررسی پیامدهای سبكهای پرورشی والدینی دیده می‌شود مدارسی كه هنجارهای بالای علمی و رفتاری را با عطف توجه و پاسخ‏دهندگی به دانش آموزان توأم می‌سازند به بهترین نتایج دست می‌یابند و آنچه یافته‌های مبتنی بر سبكهای والدینی با یافته‌های مدرسه‌ای را با یكدیگر پیوند می‌دهد، نظریه اجتماعی كردن مقتدرانه است. بنابراین می‌توان گفت كه به كار بستن سبكهای والدینی در مدارس نیز به نتایج مشابهی منجر می‌شود: كمترین حد بی‌نظم

ی در مدارس با سبك مقتدرانه و بیشترین میزان آن در مدارس بی تفاوت دیده می‌شود در حالی كه شیوه استبدادی، بدترین نتایج را در مورد ترك تحصیل به همراه دارد. رفتارهای خشونت آمیز و هشدار دهنده دانش‏آموزان دبیرستانهای امریكا در دهه اخیر، موجب شده‌اند كه سیاستهای جدیدی در جهت اعمال استبداد بیشتر در مدارس آن كشور، اتخاذ شوند. نویسنده این مقاله، در پرتو یافته‌های این پژوهش و بهینه دانستن نظریه اجتماعی كردن مبتنی بر اقتدار، انتخاب اینگونه روشهای استبدادی را یك جهت‏گیری اشتباه آمیز دانسته و پیش بینی كرده است كه چنین سیاستهایی به نتایج مورد نظر مسؤولان منتهی نخواهند شد.
تاثیرات فرهنگ بر شخصیت افراد ( اجتماعی شدن )
نقش خانواده در اجتماعی شدن به عنوان نخستین نهاد و واحد اجتماعی
اجتماعی شدن فرآیندی است که از طریق آن افراد ، دانش ها ، مهارتها ، ارزش ها و الگوهای رفتاری ( هنجاری ) جامعه خویش را کسب می کنند . این اجتماعی شدن در تمام جریان زندگی فرد ، در دوران کودکی ، نوجوانی ، بزرگسالی و حتی پیری جریان دارد . جریان اجتماعی شدن از خانواده آغاز می شود . در این دوران فرد تمام رفتارهای روزمره خود را از راه رفتن و حرف زدن و ;. از طریق پدر و مادر و سایر افراد خانواده می آموزد .

– تاثیر موسسات آموزش مختلف در رشد شخصیت فرد :
1- کودکستان برای کودک دنیایی است که در آن ارتباط با دیگران ، همسازی ، یادگیری اجتماعی و اطاعت از بزرگترها به گونه ای متفاوت از خانواده آموخته می شود .
2- دبستان فقط به آموزش خواندن و نوشتن ، حساب و علوم نمی پردازد ، بلکه کودک یا نوجوان در جریان آن با ارزش ها و هنجارهای اجتماعی وقواعد بازی آشنا م

ی شود در این مرحله ، مدرسه نقش اجتماعی کردن را بیشتر از خواندن و نوشتن ایفا می کند .
3- دبیرستان : این دوران گرچه مسئولیت انتقال دانش و مهارت و تکنیک و آماده کردن فرد برای پذیرش وظایف اجتماعی و تعلیم حرفه و شغل را بر عهده دارد ،ولی در جریان چنین آموزشی هم روند اجتماعی شدن با آموزش درس هایی مثل تعلیمات اجتماعی – تعلیمات دینی ، تاریخ ، جغرافیا و غیره ادامه دارد .

4- دانشگاه مراحل عالی آموزش را به لحاظ تخصص و مهارت بر عهده دارد و در این مرحله نیز فرهنگ پذیری و اجتماعی شدن به طور رسمی یا ضمنی جریان دارد . از قبیل مفهوم عدالت اجتماعی ، درک مشارکت در امور اجتماعی فهم علل نابرابری های اجتماعی ، اوقات فراغت حقوق بشر وغیره .
نقش آموزش و پرورش در انتقال فرهنگ
از طریق آموزش و پرورش ، فرهنگ یا ارزشها و نگرش ها ، دانش ها و مهارتها از نسلی به نسل دیگر یا از جامعه ای به جامعه دیگر انتقال پیدا می کند .
آموزش و پرورش رسمی واجد اهمیت دو گانه ای است . از طرفی با بالا بردن سطح تواناییها و قابلتیهای فرد به تحقق ذات (self-actualization) و شکوفا شدن استعدادهای او کمک ی کند و از طرف دیگر در خدمت نظام اجتماعی و انتقال ارزشها و هنجارهای آن است . هر جامعه دارای ارزشهای سنتی و میراث فرهنگی و اجتماعی است که در اثر غفلت ممکن است از میان برود ، لذا انتقال آن به اعضاء جدید جامعه و پاسداری و بزرگداشت آنها از اهمیت زیادی برخوردار است .
« توجه به جنبه های پرورش مندی انسانی آموزش و پرورش »
هر قدر جوامع شهری بیشتر توسعه می یابند و صنعت تکامل بیشتری می پذیرد نسبت جرایم و مسائل اجتماعی جدیدتر نیز روز به روز افزایش می یابد . بنابراین در این قبیل جوامع به متخصصان علوم انسانی و اجتماعی بیشتر از تکنسین ها نیاز است که سازمانهای آموزشی باید به تربیت آنها بپردازند تا بتوانند علت مشکلات اجتماعی موجود در جامعه را شناخته و راه حل عاقلانه ای برای آن مشکلات ارائه دهند .
ارزش های اجتماعی و خصوصیات روانی – اجتماعی گروه ها :
نظامهای تحصیلی سعی دارند ، دانش آموزان را از نظر ایجاد روحیه جمعی متشابه سازند ،ولی تاثیر فرهنگ طبقاتی دانش آموزان مانع بزرگی بر سر راه ایجاد روحیه جمعی مشابه است . نظام آموزشی گروه های مختلف ، یک رشته دانستنی ها را به طور مساوی انتقال می دهند ، دانش آموزان با معلم به عنوان راهنما و پرورش دهنده سروکار دارند و این کار بدون احساس فشارهای خارجی در تکوین شخصیت دانش آموزان گروه های مختل

ف جامعه در راستای یکسان سازی ارزشهای اجتماعی دخالت می نماید که در این فرآیند شناختهای گروهی و تضاد ارزشهای آنها تداخل می کند بدین سبب مطالعه گروه های کوچک اجتماع که دارای خرده فرهنگهای متفاوتی هستند ، برای علم جامعه شناسی آموزش و پرورش الزامی است .( نظر گروهها و مکاتب ونظریه های مختلف در نقش آموزش و پرورش در جامعه ) :
1- ددیگاه کارکرد گرایی (Functionalism) این مکتب نظام جامعه یا نهادهای آنرا متشکل از اجزای گوناگون به هم پیوسته می داند که هر کدام در جهت ثبات و انسجام کل نظام کارکرد لازم و معینی را انجام می دهند . از این دیدگاه نظام آموزشی به

عنوان بخش جدائی ناپذیر نظام جامعه تلقی می شود که با انجام دادن کار کردهائی از قبیل انتقال فرهنگ و جامعه پذیری ، ایجاد همبستگی اجتماعی ، رشد شخصیت فردی به تربیت اخلاقی نوآوری و آموزش فنی و حرفه ای در جهت حفظ ثبات کل نظام اجتماعی نقش اساسی ایفا کند . از مدافعان این دیدگاه می توان از آگوست کنت – اسپنسر – امیل دورکیم و تالکوت پارسنز نام برد .
2- نظریه ستیز Conflict / theory : دیدگاهی است از جامعه که توجه عمده اش بر عکس رویکرد توافق ، به فرآیندهای تنش اجتماعی ، رقابت و دگوگونی اجتماعی است . در این دیدگاه نظامهای اجتماعی به دو گروه داراها یا سلطه گرها (The haves ) و ندارها یا سلطه پذیرها (have nots) تقسیم می شوند که دائماً در حال ستیزه و تنش هستند . ثروتمندان از قدرت ، ثروت ، کالاها ، امتیاز و نفوذ و کنترل جامعه برخوردارند و فقرا در مقابل برای کسب سهمی از ثروت و قدرت بطور دایم با گروه داراها در حال مبارزه هستند و این تهدیدی است برای ثبات اجتماعی . پیروان دیدگاه ستیز در زمینه آموزش و پرورش معتقدند که تعلیم و تربیت رسمی وسیله ای است در دست اقشار و طبقات خاص جامعه برای تحکیم ارزشها و هنجارهای مورد نظر و دوام و قوام قدرت خود در درون جامعه . از مدافعان این دیدگاه می توان از کارل مارکس آلمانی الاصل و سی رایت میلز آمریکائی و نو مارکسیستها و اعضاء حوزه فرانکفورت مثل مارکوزه و زیمل نام برد .
3- دیدگاه تعامل گرائی یا کنش متقابل نمادین : این نظریه جامعه شناختی تاکید بر تعامل افراد بایکدیگر دارد .
در جامعه شناسی آموزش و پرورش ، پژوهشگری که با رویکرد تعاملی مطالعه می کند ، تعامل بین گروه های همالان ، مثل معلم – دانش آموز و معلم – مدیر ، نگرشها و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ، خود انگاریها ( پندارهای شخصی ) دانش آموزان و تاثیرآن بر آرزوها و آرمانها ، تاثیر پایگاه های اجتماعی – اقتصادی دانش آموزان بر طرز تکلم و پیشرفت تحصیلی آنان را مورد توجه قرار می دهند . از مدافعان این دیدگاه می توان از جرج هربرت مید – ماکس وبر و پروفسور بلومر نام برد .
انواع نظریه های تعامل گرائی یا کنش متقابل نمادی : الف) نظریه برچسب زدن Labeling theory کودکی که به کرامت گفته شود کودن است پیشرفتی نخواهد کرد ممکن است این برچسب را به عنوان وجهی از خود انگاری خویش پذیرفته و طبق برچسب رفتار کند .
ب) تئوری مبادله Exchange Theory : بر این فرض استوار است که کنشهای متقابل ما ، متضمن هزینه ها و پاداش ها است . مثلاً در ازدواج دو طرف مبادله ، کدام بیشتر سود برده است و کدام بیشتر هزینه داده است و یا وقتی که دانش آموز یاد می گیرد و از معلم پاداش دریافت می کند . یا میزان درصد قبولی دانش آموزان که در کسب گروه یا برجستگی یا معلم نمونه شدن در یک آموزشگاه یا کل نظام آموزش و پرورش مؤثر است پس کنشها

ی متقابل ، افراد و گروه ها را به الزامات و تعهداتی ، مقید می سازد . در مثال بالا رفتار دانش آموز و معلم احتمالاً تداوم می یابد و پویائیها و پیشرفتهای تحصیلی محیط آموزشی را تسهیل می کند

لینک کمکی