مقاله اضطراب در کودکان و نوجوانان

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن مقاله اضطراب در کودکان و نوجوانان :

مقدمه :
همه انسانها اضطراب را در زندگى خود تجربه می‌کنند و طبیعى است که مردم هنگام مواجهه با موقعیتهاى تهدیدکننده و تنش‌زا مضطرب می‌شوند، اما احساس اضطراب شدید و مزمن در غیاب علت واضح، امرى غیرعادى است.
اضطراب شامل احساس عدم اطمینان، درماندگى و برانگیختگى فیزیولوژیکى است. به‌طور کلى اضطراب یک احساس منتشر، بسیار ناخوشایند و اغلب مبهم دلواپسى است که با یک یا چند حس جسمى مانند احساس خالى شدن سر دل، تنگى قفسه سینه، طپش قلب، تعریق، سردرد و غیره همراه است.

بررسیها نشان می‌دهد که اضطراب در مردها، طبقات اقتصادى مرفه و جوانان کمتر است و در زنان، افراد کم‌درآمد و سالمندان بیشتر شایع می‌باشد.
علائم و نشانه های اضطراب

ـ عصبى بودن، آرام و قرار نداشتن
ـ تنش
ـ احساس خستگى
ـ سرگیجه
ـ تکرر ادرار
ـ طپش قلب
ـ بی‌حالى
ـ تنگى نفس
ـ تعریق
ـ لرزش
ـ نگرانى و دلهره
ـ بی‌خوابى
ـ اشکال در تمرکز حواس
ـ گوش به زنگ بودن
اضطراب در کودکان و نوجوانان

بسیارى از کودکان هنگام قرارگیرى در وضعیت جدید مثل روبرو شدن با افراد جدید، احساس اضطراب کرده و به‌طور خجالت‌آورى به مادر و پدر، افراد فامیل و یا وابستگان به اصطلاح «آویزان» می‌شوند.
معمولاً والدین می‌توانند آنها را تشویق به خروج از «منطقه امن» بکنند. هر چند بعضى از کودکان در مقابل این شرایط مقاومت کرده و آنها را نمی‌پذیرند. به‌منظور کمک به کودکان در این موقعیت باید صبر و حوصله کافى داشت به‌طوریکه آنها احساس اعتماد به نفس کافى جهت مقابله با مسائلى که به نظرشان مشکل مى آید، را کسب کنند.

بسیارى از والدین از این احساس کودکانشان آگاه نیستند تا روزى که آنان به مشکلى برخورد می‌کنند مثل روز رفتن به مدرسه و ; منشاء این اضطراب در کودکان ناشناخته می‌باشد. اغلب ترکیبى از یک ترس ناشناخته و فقدان کنترل همراه با یک طبیعت ناشى از شرم و خجالت زمینه بسیارى از اضطراب کودکان را تشکیل می‌دهد.
بسیارى از شکایتهاى کودکان در دوران ابتدائى مدرسه همچون درد معده یا سوزش سر دل و یا دردهاى پراکنده دیگر، ناشى از وجود یک اضطراب نهفته در کودکان است که وجود اختلاف در خانواده و نگرانى در پدر و مادر می‌تواند از علل آن باشد که این نگرانى مستقیماً به کودک انتقال یافته و با این شکایات بروز مى کند.

شایعترین اختلالات اضطرابى در کودکان و نوجوانان عبارتند از:

ـ اضطراب جدایى (Separation A مقاله اضطراب در کودکان و نوجوانانiety)
ـ اضطراب امتحان (Exam A مقاله اضطراب در کودکان و نوجوانانiety)
ـ اضطراب اجتماعى (Social A مقاله اضطراب در کودکان و نوجوانانiety)
ـ ترس از مدرسه (School Phobia)

«سوزان چرچ» عقیده دارد كه اضطراب كودكان، ارتباط مستقیمی با مشاهده صحنه‌های جرم و جنایتی دارد كه آنها در دوران كودكی از طریق فیلم‌ها و تصاویر شاهد آن هستند. او پیشنهاد می‌كند، پدران و مادران به جای تلاش برای تحصیل رفاه بیشتر برای خانواده، به فكر ایجاد محیطی سالم و باثبات برای كودكان باشند.
نویسنده در این مقاله، به بررسی نقش اضطراب در سلامت جامعه ‌آمریكا پرداخته است. «سوزان چرچ» عقیده دارد كه اضطراب كودكان، ارتباط مستقیمی با مشاهده صحنه‌های جرم و جنایتی دارد كه آنها در دوران كودكی از طریق فیلم‌ها و تصاویر شاهد آن هستند. او پیشنهاد می‌كند، پدران و مادران به جای تلاش برای تحصیل رفاه بیشتر برای خانواده، به فكر ایجاد محیطی سالم و باثبات برای كودكان باشند.

جرائم اجتماعی و طلاق والدین، فضای امن خانواده‌ها را از بین برده است. مهم‌ترین كسانی كه به امنیت روانی و احساس خانواده نیاز دارند، كودكان هستند. افزایش سطوح طلاق والدین، بیكاری، جرائم اجتماعی و خشونت در تلویزیون و فیلم‌های سینمایی، آسمان را برای كودكان سیاه كرده است.
جالب است بدانید، براساس مطالعه‌ای كه جدیداً انجام شده، اضطراب و تشویش بچه‌های سالم در دهه‌ی 1980، به اندازه‌ی اضطراب و تشویش بچه‌هایی كه در دهه‌ی 1950 بیماری ذهنی داشته‌اند، بوده است.

«جین كویینگ»، روانشناس اجتماعی در دانشگاه كیس وسترن ریزرو می‌گوید: جرم، طلاق والدین و كمبود روابط احساسی و اجتماعی با افراد دیگر، نوجوانان و جوانان آمریكایی را بیمار كرده است. او سال‌های آخر قرن بیستم را «سال‌های اضطراب» نامیده است. او می‌گوید: براساس مطالعات دانشگاهی انجام شده، اضطراب و عصبانیت از سال‌های 1980 ـ 1950، پنجاه درصد افزایش داشته، ترس و دودلی بین جوانان با شتاب زیاد افزایش پیدا كرده و عمیق‌تر شده است، این نتایج، خلاصه آزمایش‌های سطوح اضطراب در بین 40192 دانشجو و گزارش‌های اضطراب از 12056 دانش‌آموز در دهه‌های 1980 ـ 1950 است.

تویینگ برای یافتن دلایل اضطراب در بین كودكان آمریكایی، عواملی را كه در سعادت جامعه نقش دارند، بررسی كرده است؛ در چكیده آمار ایالات متحده، عوامل مؤثر در سعادت جامعه‌ی آمریكایی، سطوح جرایم، طلاق، بیكاری، درآمد و بعضی موارد دیگر برشمرده شده است. او می‌گوید، دو عامل برجسته‌تر هستند: 1ـ جرم و بی‌ثباتی اجتماعی حاصل از آن، 2ـ كمبود ارتباط اجتماعی با دیگران.

تویینگ می‌گوید: با افزایش جرم و جنایت در جامعه، به همان نسبت اضطراب بچه‌ها بیشتر می‌شود. حتی اگر بچه‌ها قربانی اصلی خشونت‌ها نباشند، رشد این تصور كه خشونت به راحتی اتفاق می‌افتد بچه‌ها را مضطرب می‌كند، در این بحث، پول كمترین نقش را دارد. امنیت مالی خانه‌هایی كه بچه‌ها در آن بزرگ می‌شوند، اهمیت زیادی ندارد، بلكه مهم این است كه آیا بچه‌ها احساس سلامت و امنیت می‌كنند یا خیر. به گفته‌ی تویینگ، مردم الان نمی‌دانند چه اتفاقی دارد می‌افتد؛ همان طور كه ندانستند بر سر جامعه‌ چه آمده است؛ دهه‌ی 1950 سال‌های بلوغ و كمال نبود، اما مردم نسبت به هم بیشتر احساس وابستگی می‌كردند. امروزه ما بیشتر آزادی داریم، انتخاب بیشتری داریم، جرایم بیشتری هم داریم و البته اضطراب بیشتر. چیزی نمانده تا به خاطر این اضطراب و جرایم، هزینه سنگینی پرداخت كنیم.

به نظر تویینگ، وقتی این بچه‌های مضطرب بزرگ می‌شوند، اضطراب و اضطراب‌زایی خود را به جامعه می‌آورند. این غول‌های ترسناك كه بچه‌ها از آن می‌ترسند، در بزرگسالی آنها را به اعتیاد، الكل و مواد مخدر می‌كشاند. آدم‌های مضطرب زودتر از آدم‌های معمولی می‌میرند. به عقیده متخصصان، اضطراب با اغلب بیماری‌های طولانی مدت، مثل بیماری‌های سخت داخلی، بیماری‌های قلبی و بیماری‌های روانی، رابطه مستقیم دارد. اضطراب و ناراحتی در كودكان، نمود بیرونی و رفتاری ندارد و بنابراین قابل تشخیص نیست. «دیوید استرچرز» پزشك عمومی، تحقیقی بر روی سلامت ذهنی كودكان انجام داده كه براساس آن مشخص شده، از هر ده جوان آمریكایی، یك نفر از بیماری ذهنی رنج می‌برد؛ طوری كه شخصی را از كار روزانه‌اش بازمی‌دارد.

منتقدان رسانه‌های جمعی مثل «جوآن كانتور»، استاد ارتباطات در دانشگاه واشنگتن می‌گوید، تصاویر خشونت‌آمیز در تلویزیون، فیلم‌های سینمایی و بازی‌های ویدیویی، می‌تواند ترسی را در نهاد كودكان ایجاد كند كه برای مدت طولانی باقی می‌ماند. او در همین زمینه، تحقیقی روی دانشجویان انجام داد. تقریباً یك چهارم مصاحبه‌شوندگان گفتند، هنوز از انجام بعضی كارها مثل شنا كردن در اقیانوس می‌ترسند؛ زیرا فیلم‌های سینمایی از جمله فیلم «جاوز» كه هفت سال پیش دیده بودند، ترس را در آنها نهادینه كرده بود.

كانتور كه كتاب «مامی، من می‌ترسم: چگونه تلویزیون و فیلم‌های سینمایی بچه‌ها را می‌ترسانند و ما برای حفاظت از آنها باید چه بكنیم». را نوشته، می‌گوید حتی وقتی شما به اندازه‌ای بزرگ شده‌اید كه تشخیص می‌دهید صحنه‌های ترسناك، فقط فیلم است، باز ترس به قدری شدید است كه در حافظه بلندمدت شما می‌ماند.
چه باید بكنیم
براساس مطالعات تویینگ، بهتر است والدین به جای تحصیل پول بیشتر، برای بچه‌ها، خانه و زندگی با ثبات و با احساس آماده كنند. آنها باید بچه‌ها را از صحنه‌های خشونت‌بار تلویزیون دور نگه دارند. كانتور می‌گوید: ترس بچه‌ها را دست كم نگیرید و به آنها قوت قلبی صادقانه ببخشید. او می‌گوید: «به آنها آرامش دهید و توضیح دهید، هیچ اتفاقی نیفتاده است».

عوامل موثردر اضطراب نوجوانان و مقابله با آن

سرچشمه بسیاری از ناراحتیهای ظاهراً غیر منطقی نوجوانان اضطرابی است که از عوامل گوناگون از جمله عوامل زیر ناشی می‌شود : تغییرات جسمانی از قبیل نگرانی از دیررسی بلوغ بخصوص در پسرها، نگرانی از زود رسی بلوغ بخصوص در دخترها، ترس و احساس خجالت از تغییر جسمانی و رنج ناشی از عدم پذیرش تغییرات جسمانی، عدم پذیرش از جانب همسالان، مستقل شدن، بروز رفتار پرخاشگرانه، غیر منطقی بودن، نداشتن مهارتهای لازم برای زندگی، تمایلات جنسی و آشفتگی در نقش. در اینجا به طور مختصر بعضی از این عوامل مورد بررسی قرار می گیرند:

نحوه رویارویی با رنج ناشی از تغییرات جسمانی

تغییرات ناشی از دوران بلوغ را نوجوان به‌تدریج می‌پذیرد. علت اصلی نگرانی در مورد نکات دیگری همچون زودرسی و دیررسی بلوغ و احساس خجالت در مواجهه با تغییرات جسمانی، عدم آگاهی، آگاهی ناقص یا محدود و یا اطلاعات نادرست نوجوان در زمینه های مختلف بلوغ و تغییرات جسمانی ناشی از آن است، که بهترین راه پیشگیری نیز فراهم آوردن آگاهی و بینش دقیق، صحیح و به موقع است. والدین باید قبل از پیدایش علایم ثانویه بلوغ فرد را بطور مناسب و با مراعات شئون اخلاقی، در جریان مسائلی از جمله سن بلوغ، عوامل موثر در پیدایش بلوغ و تغییرات جسمانی و آثار روانی آن بگذارند.

والدین و مربیان با فراهم آوردن جوی آزاد و سالم باید این امکان را به نوجوان بدهد که سوالات، افکار، احساسات و احیاناً نگرانیهای خود را صادقانه مطرح و جوابهای مناسب دریافت کند و نباید بگذارند تا نوجوانان برای یافتن پاسخ سوالات خود کسانی که صلاحیت ندارند از جمله همسالان مراجعه و دچار انحراف و اضطراب شود. در مواردی که نوجوان نمی تواند مسائل را حضوری با والدین مطرح کند، باید مربیان و اولیای مطلع و متعهد مدرسه در حد مجاز نوجوان را راهنمایی کنند و با ارائه کتابهای مناسب و بحثهای مفید، زمینه بدست آوردن اطلاعات سالم را فراهم آورند.

رویارویی با اضطراب ناشی از عدم پذیرش از جانب همسالان

نتایج پژوهشی نشان داده است که ناامنی، وابستگی شدید و ناسالم نوجوان به والدین، ناتوانی یا نداشتن مهارتهای لازم در برقرار کردن روابط عاطفی، اجتماعی و اخلاقی سالم، تفاوت در فرهنگ خانواده ها و بخصوص عدم پذیرش ارزشها و آداب و رسوم گوناگون، موجب اضطراب بسیاری از نوجوانان می شود. برای اینکه نوجوانی که تجربه های ذکر شده را نداشته است دچار اضطراب شدید نشود و یا اضطراب او ادامه پیدا نکند اقدامات زیر مفید است :

• والدین باید گرایش فرزند خود به همسالان را بدرستی درک کنند، زیرا این یک نیاز طبیعی است که بخواهد مورد توجه و حمایت همسالان قرار گیرد.
• والدین با نوجوان در مورد گزینش دوست توافق نمایند تا دچار تعارض نشود و پنهان کاری نیز نکند.
• باید سعی کنند به طور منطقی با نوجوان روبرو شوند و در وقت مناسب، با گفتگوی ملایم و استدلال، او را متوجه نتایج نامطلوب بعضی از معاشرتها کنند.
• والدین و مربیان برای دوستان نوجوان باید اعتبار و احترام قایل باشند.
• والدین و مربیان و; باید در همه مواقع بخصوص در برابر همسالان، احترام و شخصیت نوجوان را حفظ کنند.

رویارویی با اضطراب ناشی از دوگانگی و ترس از مستقل شدن

یکی از عمومی ترین نیازهای نوجوان کسب استقلال از افراد خانواده و دیگران است. مطالعات نشان داده که اضطراب در کسانی بیشتر دیده می شود که دچار ناامنی شدید، عدم اعتماد به نفس، وابستگی ناسالم به والدین بخصوص مادر هستند. کسب استقلال در بسیاری از نوجوانان اضطراب ایجاد می کند. از جمله حالاتی که در زمینه مستقل شدن دیده می شود، تضاد و دوگانگی است، یعنی نوجوان در حالیکه می خواهد و می داند که باید مستقل شود از استقلال نیز می ترسد. برای جلوگیری از این دوگانگی والدین باید وضعیتی فراهم آورند تا نوجوان با بدست آوردن اعتماد بنفس، امنیت روانی و جرات تجربه کردن، بتدریج درصدد کسب استقلال برآیند.

یکی از دلایل اساسی در اضطراب ناشی از مستقل شدن، عدم آگاهی از وضعیتی است که نوجوان بعد از مستقل شدن پیدا خواهد کرد. به نوجوان باید مسئولیت و فرصت داد که در بسیاری از امور مربوط به خود اظهار عقیده کنند و تصمیم بگیرد، ولو اینکه اشتباه کند و نباید نوجوانان را به خاطر اشتباهاتشان مورد تنبیه یا تحقیر قرار داد بلکه باید به آنها این فلسفه را آموخت که زندگی سراسر تلاش و مبارزه است و آنها می توانند از خطاهای خود درسهای مفید بیاموزند. در نیاز نوجوانان به کسب استقلال تفاوتهای فردی وجود دارد به همین دلیل نباید آنها را مقایسه ملامت آمیز کرد زیرا گاهی باعث دلسردی، احساس نا امنی و اضطراب می شود. 

رویارویی با اضطراب ناشی از بروز رفتار پرخاشگرانه

یکی از خصوصیات بعضی از نوجوانان مخالفت با افراد مختلف در خانه و خارج از آن است که گاه بصورت پرخاشگری کلامی یا غیر کلامی بروز می کند. عدم توانایی در کنترل رفتار پرخاشگرانه باعث اضطراب بسیاری از نوجوانان است. بطور خلاصه بالا بردن میزان مقاومت و تحمل کودک در برابر ناکامی و سختیها، ارضاء صحیح نیازهای کودک، ایجاد امنیت روانی و بوجود آوردن الگوهای رفتار مناسب می تواند در پیشگیری رفتار پرخاشگرانه موثر باشد.

اگر این اقدامات بموقع انجام نشود باید در زمان حال امکاناتی فراهم آوریم که نوجوان کمتر پرخاشگری کند و با اضطراب کمتری روبه رو شود. توصیه های زیر در این زمینه مفید است:

• والدین و دیگران باید تا حد ممکن از امر و نهی های زیاد، بی مورد و غیر اصولی خودداری کنند.
• از ایجاد ممنوعیت و محدودیتهای بی مورد که مغایر با نیاز نوجوان به کسب آزادی و استقلال است خود داری کرد.
• با تقویت روحیه نوجوان بخصوص تکیه بر مهارتها و تواناییهای مثبت او، باید روشهای مناسب مواجهه با ناکامی را به او آموخت.
• به نوجوان باید آموخت که در مقابله با خشم به جای اینکه بدون تفکر خشمی کنترل نشده ابراز دارند منطقی برخورد کنند و بدون توهین و تحقیر به دیگران ابراز وجود کنند و عواطف خود را بیان کنند.
• باید به او فهماند که نحوه برخورد دیگران با او تا حدی نتیجه رفتار خود اوست.
• در برابر پرخاشگری نوجوان نباید از تنبیه یا تحقیر استفاده کرد، زیرا این رفتارها خود باعث تشدید پرخاشگری می شوند بهتر است به عمل پرخاشگرانه او، پاسخ نداد، منتها باید به نوجوان فهماند که بی اعتنایی ظاهری به پرخاشگری او حمل بر تائید یا قبول آن نیست.

لینک کمکی